Thus my heart weepeth for thee

اومده می‌گه: “خاله! زیست کردن با زندگی کردن فرق داره؟!”

آلو رو از اینور لپم قرض دادم به لپ اونوری و گفتم: “نه! جفتش یه کار می‌کنن!”

بعد زدم شبکه ۱ عمو پورنگ ببینه… به زیستش ادامه بده!

۲۳ آذر ۱۳۸۸

Keep ur friends close… Keep ur enemies closer

نه فلفلی… نه قلقلی… نه مرغ زرد کاکلی… هیشکی باهاش رفیق نبود…

۱۹ آذر ۱۳۸۸

Student’s day’s carnaval

“گرگم و گله می‌برم”

“…چوپون دارم… نمی‌زارم!”

۱۶ آذر ۱۳۸۸

Mmm Poppy Poppy

آهنگ های عاشقانه نسل ما :

” عشق من تو هم بیا با من بمیر !!! ”

به قول مادر بزرگم جدیدا یه چیزایی می‌خونن که آدم رو سرش اسفناج در میاره !!!

۱۴ آذر ۱۳۸۸

Mr. Photographer! I think I’m ready tonight

آخر هم نفهمیدم این ”عذاب وجدان” که می گن، کدومشون به کدومشونه؟

آدم وجدان رو عذاب می ده؟! یا وجدان آدم رو؟!

یه جورایی انگار هر دو مفعول اند!…هر دو معذب!…

چیزی شبیه مرغ و تخم‌مرغ…

۱۳ آذر ۱۳۸۸