Watch out that! I’ve seen the type before…that girl is so dangerous

از غیر قابل پیش بینی بودن عجیب لذت می برم… 

۱۲ بهمن ۱۳۸۷

On the edge

وضعیت بحرانی پایین به بالا…یعنی یا می افتی یا نمی افتی…جون آدم رو می گیرن تا نمره ها رو اعلام کنن…

پی نوشت : دو نوع موجودیت ناجور رو اعصابمه : ۱- استاد طراحی الگوریتم   ۲-این زمستان مسخره  با آسمون آفتابیش

۰۹ بهمن ۱۳۸۷

hush..now…I see a light in the sky

استخر…نسکافه داغ …خواب…باور کن هنوزم یه چیزایی هست که این زندگی نکبتی رو دوست داشتنی می کنه…یکیش خود تو…

۰۸ بهمن ۱۳۸۷

One in a Billion

امسال زمستان ,خدا بیامرزد پدر آقای کفش فروشی را با آن دروغ های قلنبه قلنبه اش…ما برف بازی را با کفش های پاره تجربه کردیم…

 پنجشنبه … ۳ بهمن ۱۳۸۷… کن سولقان

ببینم! این آدم هایی که هی سگ دو می زنند , دنبال خوشبختی اند؟

۰۴ بهمن ۱۳۸۷

ORiNoCo BLoW

شرمنده ام ولی بعد از گذشت این همه سال و این همه وام وتعاونی و طرح های نود نه ساله , اینکه کلاغ قصه ها هنوزم به خونه نمی رسه دیگه هیچ ربطی به کودنی کودکانه ما نداره.

۰۲ بهمن ۱۳۸۷

Camera l Sound l Action! l

این عکس یک وضیعت بحرانی بالا به پایین رو به تصویر می کشه… بپری می افتی,بخون نیافتی!…این دو هفته امتحانات عجیب سخت می گذره…عجیب سخت…

۲۸ دی ۱۳۸۷

ORiNoCo FLoW

کودنی کودکانه مان نگذاشت بفهیمیم چرا کلاغ بیچاره پایان هیچ  قصه ای به خانه اش نمی رسید…

۲۷ دی ۱۳۸۷