بعضی ها اصرار دارن به آدم بقبولانند که چوپان اند و ما گوسفند…این همه راه آمده اند ما را ببرند ییلاق ….این بعضی ها تو دهنی می خوان…فقط
پی نوشت : مدیونی اگه برداشت سیاسی کنی
بعضی ها اصرار دارن به آدم بقبولانند که چوپان اند و ما گوسفند…این همه راه آمده اند ما را ببرند ییلاق ….این بعضی ها تو دهنی می خوان…فقط
پی نوشت : مدیونی اگه برداشت سیاسی کنی
می گه اولا بهتر می نوشتی…
و من در تمام طول کفش شستنم تو حمام به این نکته فکر می کردم که واژه بهتر دقیقا یعنی چی اونوقت؟
I was five and he was six
We rode on horses made of sticks
He wore black and I wore white
He would always win the fight
Bang bang, he shot me down
Bang bang, I hit the ground
Bang bang, that awful sound
Bang bang, my baby shot me down.
Seasons came and changed the time
When I grew up, I called him mine
He would always laugh and say
“Remember when we used to play?”
Bang bang, I shot you down
Bang bang, you hit the ground
Bang bang, that awful sound
Bang bang, I used to shoot you down.
Music played, and people sang
Just for me, the church bells rang.
Now he’s gone, I don’t know why
And till this day, sometimes I cry
He didn’t even say goodbye
He didn’t take the time to lie.
Bang bang, he shot me down
Bang bang, I hit the ground
Bang bang, that awful sound
Bang bang, my baby shot me down
پی نوشت : Bang Bang – My baby shot me down
کم کم دارم از آرزوهایم می ترسم…هر چی آرزو می کنم سه چهار روز بعد اتفاق می افته…یه هفته بعدش به غلط کردن می افتم!
پی نوشت : ایستک با طعم توت فرنگی لطفآ
از کنار در آسانسور گذشتم…
پله ها …دو تا بالا…یکی پایین…دو تا بالا…یکی پایین…
کاش ساعت ها رسیدنم طول می کشید…
چند روزی قیافه مجسمه فردوسی مرحوم به طور محسوسی شبیه علامت سوال شده بود…
امروز ایستادم و سعی کردم توجیهش کنم همه این ها برنامه ریزی شده است…نیازی نیست زال , رستم , سهراب و لشگریان افراسیاب را برای کمک گسیل کند…براساس طرح های موجود و زمان بندی انجام شده برج شاهنامه پروژه ای ٣٠ ساله همانند شاهنامه خودش است که تازه ١۴سالش گذشته…تعجبی نباید کرد اگر روزی یک آجر بالا می اندازند…
پی نوشت : خر خودتی!