If I could turn back the time

امروز دو تا از دوست های ۵-۶ سالگی رو دیدم…بعد از ۱۸-۱۹ سال که هر کدوممون یه طرف این دنیا پرت بودیم…دو تا پسر بچه تخس و شیطون که حالا بعد ۱۹ سال واسه خودشون موقعیت های مختلفی پیدا کردن… بزرگ شدن… قد کشیدن…
نشستیم و ساعت ها حرف زدیم…آلبوم آوردیم و خاطراتمون رو مرور کردیم … شیطنت هامون رو… کارتن هایی که می دیدیم … خاله مژگان… خاله شهره… دوستامون… …بهنوش… گلنار… کوشا… بهار… امیر… ثمر… هلیا… آناهیتا… محمدرضا… حسین… نون پختن… خواب بعد از ظهر… اردوها… دعوا سر اینکه کی جلوی ماشین بشینه…عمویی که آکاردئون می زد… خانم داوودی مدیر
خندیدیم … خندیدیم و خندیدیم …. و فهمیدیم مایه تعجب همه شدیم… هیچ کس باور نمی کرد ما با این صمیمیت و احساس آشنایی دو ستایی هستیم که بعد ۲۰ سال همدیگر رو دیدیم …

آخ اگه بدونی چقدر دلم گرفته…یه بغض دارم و یه عالمه گریه…

Written by Peachy in: Note Of Days |
نوشته شده در: ۱۹ بهمن ۱۳۸۸

Don’t look TOO f a r

ذوق دارم که می تونم پروانه وار شنا کنم…Romeo & Juliet بنوازم…برای شام زیتون و دوغ بخورم…

من هنوز هم از دیدن یک فیلم ساده…خرید یک رژ لب…ها کردن روی شیشه…لذت می برم…

هنوز هم مست میشم از بوی نسکافه با طعم شکلات …بوی نون تازه و قورمه سبزی مادر بزرگ…

چرا این روزها همه برای لذت بردن های ولو کوچک دنبال چیزهای بزرگ بزرگ می گردن؟

Written by Peachy in: Note Of Days |
نوشته شده در: ۱۱ بهمن ۱۳۸۸

?Does that mean I won’t be able to relax and enjoy it

این روزها مزه ترشی لیته می ده….نمی فهمی چی می خوری…فقط می سوزنه میره پایین…

Written by Peachy in: Note Of Days |
نوشته شده در: ۳۰ دی ۱۳۸۸

All the lights are green ! Enjoy

خارجی – روز – حیاط دانشگاه 

@ :کی این امتحانا تموم میشه راحت شیم؟
% : هر وقت تو دست از غرغر  کردن برداری!
من : عجب سردیه! دقت کردین اینجا کلاغ نداره؟
* :  بسمه تعالی…سوژه امروز کلاغه؟
$ : هی بچه ها! ضایع نگاه نکنیدهاااا! این همون پسره اس که گفتم عاشقم شده!
@ : کی؟
% : کجاست؟
من : کوش؟
* : کدومو میگی؟
$ : بابا! همون که اونجا نشسته ! آبروریزااااااااا!
@ : پس اون دختره کیه بغل دستش؟
$: چه میدونم!
* : حتما ناامید شده داره با موضوع کنار میاد!
% : این چیه دیگه ! همون بهتر که ناامید شد!
من : چرا هیچ کس عاشق من نمی شه؟ 
@: چون زشتی عزیزم !
من:خدا خواسته خب! خودم که نخواستم زشت باشم!
% : ولش کن اینو! حسادت داره از گوش و حلق و بینی ایش فوران میکنه!
@: این یه تثوریه ثابت شده است! زشت ها فقط فاعل هستند و حالت مفعولی ندارند!
من: نقیض اش هم صادقه؟ یعنی اونایی که مفعول نیستن در واقع معشوق نیستن , زشت اند؟
@: اووممم…نه همیشه!
%: ها ها ! خوشم اومد ! گیر افتادی! ترسیدی نقیض اش رو  اصل بگیری , زیر مجموعه اش شی؟
@: بچه پرروو!
$:ول کنید بابا! عجب غلطی کردما!
من : حالا از اینا گذشته! یعنی هیچ راهی نداره؟
* : یه راه داره!
من : هوم ؟
*: موهاتو بلوند کنی! لبات رو هم آمپول بزنی!
من: قربونت! من ترجیح میدم با این زشتی کنار بیام!
%: بله! اصولا مهم صورت زیبا نیست , مهم سیرت زیبا است!
@: د! کی بود تا الان میگفت ” واخ واخ این چیه؟همون بهتر که ناامید شد ” سیرتش رو زیارت کرده بودی ؟
% : اون واخ واخی که گفتی ادای منو در آوردی یعنی؟
*: راند دوم  ! دینگ !
من : آره آره !  منم این برداشت رو داشتم که ادای تو رو درآورد! 
%: نمی تونم نادیده بگیرم!
*: بله بله باید مجازاتش کنیم!
من :  موافقم ! سبیل آتشین چطوره؟
@: چند نفر به یه نفر اونوقت؟ $! احیانا نمی خوای یه طرفی رو بگیری ؟
*: ما بیشتریم !
$ : خدایا ! احیانا نمی خواین رضایت بدین؟! 
من : از من نخواه $ جون!  احساساتم جریحه دار شده!
$ : احساساتت با چایی چطوره؟
من : می دونی که احساسات من عاشق چایی با طعم اکواریوم است!
% : به عنوان مجازات , مهمونه @!
@: معرفی می کنم …% در نقش چتر!
$ : باز شروع شد! مهمونه من بابا! مهمونه من!
من : بزن کف قشنگه رو!
* : مسابقه ….؟
من : تا بوفه…!
@ : من نیستم…!
% : مگه دسته خودته…؟
$ : ۱-۲-۳ …

Written by Peachy in: Note Of Days |
نوشته شده در: ۲۷ دی ۱۳۸۸

So many memories the rain releases

زندگی کن… خاطره مال پیرمردها و پیرزن هاست

Written by Peachy in: Note Of Days |
نوشته شده در: ۲۳ دی ۱۳۸۸

Lash eyes

ببنیم ! به نظرت عمق نگاه من با مژه های بریده شده ام چه نسبتی داره؟

Written by Peachy in: Note Of Days |
نوشته شده در: ۱۹ دی ۱۳۸۸

Jasper

می بینی؟… همه مستعد گول خوردن اند… گاهی دانسته مثل من… گاهی نا دانسته مثل تو… صاحب اسم تکراری وبلاگ مرا نمی خواند…

Written by Peachy in: Note Of Days |
نوشته شده در: ۱۶ دی ۱۳۸۸

Jack o’lantern

جای تمام اسم های دفترچه تلفن ام یه اسم نوشتم…گوشی زنگ می زنه…برمی دارم…

اون طرف صدای حرف زدن میاد…

این طرف من که با خودش فکر می کنه : “ها ها ها! بازم گول خوردم!”

Written by Peachy in: Note Of Days |
نوشته شده در: ۱۳ دی ۱۳۸۸

!Abbess

یک ساعته نشستم زل زدم به این جزوه ها… یک صفحه هم جلو نرفتم… !

تو خراب من آلوده نشو… باشه ؟

Written by Peachy in: Note Of Days |
نوشته شده در: ۱۲ دی ۱۳۸۸

Thus my heart weepeth for thee

اومده می‌گه: “خاله! زیست کردن با زندگی کردن فرق داره؟!”

آلو رو از اینور لپم قرض دادم به لپ اونوری و گفتم: “نه! جفتش یه کار می‌کنن!”

بعد زدم شبکه ۱ عمو پورنگ ببینه… به زیستش ادامه بده!

Written by Peachy in: Note Of Days |
نوشته شده در: ۲۳ آذر ۱۳۸۸